آذربایجان شرقی | به همت واحد فرق و ادیان صورت گرفت؛
برگزاری نشست های تخصصی «خشت کج» در تبریز با محوریت بررسی ابعاد پنهان انجمن حجتیه
چهارمحال و بختیاری| رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فارسان:
حجتالاسلام والمسلمین حمید بهرامی فیلآبادی گفت: مقام شفاعت بیتردید از عالیترین مقامات معنوی یک انسان است، زیرا قبول شفاعت کسی دلیل بر اعتبار ویژه شفاعتکننده نزد شفاعتپذیر میباشد، آیاتی به طور مستقیم و غیرمستقیم اشاره به شفاعت پیامبر(ص) دارد، پیامبر(ص) فرموده است "مقام محمود همان مقامی است که من در آن مقام امتم را شفاعت میکنم".
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین حمید بهرامی فیلآبادی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فارسان اظهار کرد: پیامبراکرم(ص) از دو بعد مادی و معنوی برخوردار است، از نظر بعد مادی فرقی با سایر انسان ها ندارد، بلکه با آنها در حیات مادی و مسائل مربوط به آن شریک است، ولی از لحاظ بُعد معنوی فاصله بسیار زیادی با دیگر انسانها دارد و اهمیت و امتیاز آن حضرت در همین مسأله نهفته است، آنچه موجب شد که تا او واسطه بین خالق و مخلوق، اسوه و الگوی انسانها باشد برجستگی بعد معنوی آن حضرت است.
وی افزود: بندگی خدا، عالیترین مقام انسان است، بندگی نه تنها با شأن و کرامت انسان منافات ندارد بلکه در جهت رشد و تکامل او میباشد، زیرا در برابر وجودی که کمال مطلق است به پرستش و بندگی میپردازد و همه هستی در قبضه قدرت اوست، آن که بندگی خدا میکند با قرار دادن خود در برابر تابش نور الهی به تدریج به سمت کانون بیانتهای کمال مطلق به حرکت در میآید و بهره ای از کمال مطلق را در خود تجلّی میبخشد.
مقام بندگی پیامبر(ص) در قرآن
بهرامی افزود: آیات زیادی از قرآن کریم اشاره به مقام عبودیّت و بندگی پیامبر(ص) دارد، مقامی که زمینهساز دستیابی به سایر مقامها از قبیل نبوّت، رسالت، رفتن به معراج و ... بوده است، مانند «سُبحان الَّذی اَسری بِعَبدِهِ لَیلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَی المَسجِدِ الاَقصَا الَّذی بارَکنا حَولَهُ لِنُرِیَهُ مِن ءایـتِنا اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ البَصیر؛ پاک و منزّه است خدایی که بندهاش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی که گرداگردش را پربرکت ساختهایم تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم، زیرا او شنوا و بیناست.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فارسان ادامه داد: ذکر «عبد» برای پیامبر(ص) میتواند اشاره به تأثیر عبودیّت در رفتن به معراج باشد و مسلّما مراد از عبد، عبد تکوینی نیست، زیرا همه در این معنا شریک هستند آنچه دراین مسأله تأثیر داشته، عبودیّت اختیاری است، «واِن کُنتُم فی رَیبٍ مِمّا نَزَّلنا عَلی عَبدِنا فَأتوا بِسورَةٍ مِن مِثلِهِ وَادعوا شُهَداءَکُم مِن دونِ اللّهِ اِن کُنتُم صادِقین، اگر درباره آنچه بر بنده خود پیامبر(ص) نازل کردیم شک دارید (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را از غیر خدا (برای این کار) فراخوانید، اگر راست می گویید.
وی خاطرنشان کرد: عبودیّت خدا او را شایسته نزول وحی کرد و با اینکه امّی و درس نخوانده بود کتابی آورد که هیچ کس نتوانست و نمیتواند حتّی سورهای مانند آن بیاورد و در مواردی از قرآن، پیامبر(ص) به عنوان عبد (بنده) معرفی شده است که پیامبر(ص) در همه این موارد به عنوان عبد خدا مطرح است، چه در موردی که با دشمنان خدا در میدان جنگ نبرد میکند و چه در آغاز رسالت، و چه به هنگام اِسراء و رفتن به معراج و چه آنگاه که برای موجود نامرئی به نام جنّ قرآن میخواند، و چه به هنگام نزول قرآن و ... در همه این موارد او یک بنده خداست و همه مسئولیتها و مقامات معنوی از عبودیّت ناشی شده است، بنابراین پیروان آن حضرت باید به این مسأله توجه داشته باشند، مبادا دربارهاش غلوّ کنند و از مقام بندگی خدا او را بیرون ببرند چنان که مسیحیان مرتکب این اشتباه شدند در حالیکه مسیح(ع) از این که خود را بنده خدا بداند، استنکاف نمیکرد.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فارسان بیان کرد: از مقامات معنوی پیامبر(ص)، مقام دریافت وحی خاص الهی است که این دریافت وحی، حاکی از امتیاز و برتری دریافت کننده از دیگر همنوعانش میباشد، در آیاتی از قرآن، پیامبر(ص) را همانند دیگر انسانها دانسته و دریافت وحی از سوی آن حضرت را از جمله امتیاز او بر دیگر انسانها میداند.
بهرامی تصریح کرد: مقام شفاعت بیتردید از عالیترین مقامات معنوی یک انسان است، زیرا قبول شفاعت کسی دلیل بر اعتبار ویژه شفاعتکننده نزد شفاعتپذیر میباشد. آیاتی به طور مستقیم و غیر مستقیم اشاره به شفاعت پیامبر(ص) دارد، «و مِنَ اللیلِ فَتَهَجَّد بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسی اَن یَبعَثَکَ رَبُّکَ مَقامـًا مَحمودا» و پاسی از شب را (از خواب برخیز و قرآن و نماز) بخوان و این یک وظیفه اضافی برای توست، امید است که پروردگارت تو را به مقامی درخور شایسته برانگیزد، مقام در خور ستایش که خداوند، پیامبر(ص) را نسبت به آن امیدوار ساخته به نظر مفسّرین همان مقام شفاعت است، پیامبر(ص) فرموده است "مقام محمود همان مقامی است که من در آن مقام امتم را شفاعت میکنم".
وی اذعان کرد: پیامبر اعظم(ص) به نص صریح قرآن پیامبر رحمت و پیامآور صلح و صفا بود، مهربانی پیامبر اعظم(ص) هدیهای الهی بود، به لطف و رحمت الهی با آنان نرمخو و پر مهر شدی و اگر درشتخوی سختدل بودی بی شک از پیرامون تو پراکنده میشدند، همین نرمخویی و رفتار مسالمتآمیز پیامبر(ص) یکی از راهکارهای بسیار موفق آن حضرت در جذب مردم و تسخیر قلبها بوده است، خدای متعال در آیه دیگر از رأفت، رحمت و مهربانی و دلسوزی پیامبر اعظم(ص) این گونه یاد کرده است و به راستی که پیامبر از میان خودتان به سوی شما آمده است که هر رنجی که شما میبرید، برای او گران میآید و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است، پیامبر اعظم(ص) خود فرموده "پروردگارم مرا به مدارا و نرمی با مردم دستور فرمود، همان گونه که به انجام واجبات امر فرمود" پیامبر اسلام(ص) در برخورد خشونتآمیز دیگران نیز از قهر و خشونت بهره نگرفت.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فارسان تشریح کرد: سیره زندگانی و اخلاقی و اتفاقاتی که در زمان حیات پیامبراکرم(ص) اتفاق افتاد زیاد سخن گفته شده است، اما یکی از مباحث و اتفاقاتی که شاید کمتر به آن پرداخته میشود، اتفاقات روزهای آخر عمر شریف و مبارک رسول مکرم اسلام(ص) است که شاید بیتوجهی به این اتفاقات مسیر تاریخ اسلام را عوض کرد و پس از آن شاهد رخدادهای ناگوار در تاریخ اسلام بعد از رحلت آن حضرت هستیم.
بهرامی بیان کرد: وصیت مهم پیامبر(ص) در لحظات پایانی عمر شریف اینگونه بود که پیامبر(ص) در حضور جمع، رو به حضرت علی(ع) کرد و به او وصیت کرد و به ایشان فرمود "نزدیک بیا، سپس زره و شمشیر و خاتم و مهرش را به علی(ع) داد و فرمود برو منزل»، پس از لحظاتی بیماری ایشان شدید شد و آنگاه که حالش بهتر شد، علی(ع) را ندید، به زنان خود گفت «برادرم و صاحبم بیاید» آنان به ابوبکر گفتند و او آمد و باز پیامبر(ص) جمله را تکرار کرد و این بار به سراغ عمر رفتند و عمر آمد، ولی پیامبر(ص) فرمود: «برادرم و صاحبم بیاید» امسلمه فرمود، ایشان «علی(ع) را میطلبد، به او بگوئید بیاید» علی(ع) آمد و مدتی با هم به طور خصوصی و در گوشی صحبت کردند، وقتی از علی(ع) پرسیدند، پیامبر(ص) چه گفت؟ در پاسخ فرمود: به من هزار باب علم که از هر بابی هزار باب دیگر منشعب شده بود، آموخت و چیزهایی را به من سفارش کرد که انجام خواهم داد، پیامبر(ص) در همان حال چند مرتبه فرمود "ما ظن محمد بالله لو لقی الله و هذه عذره عنده".
وی در پایان گفت: پیامبر اکرم (ص) در روزهای آخر از "بلال" خواست تا مردم را در مسجد حاضر کند، خطبهای خواند، بعد از مردم خواست اگر کسی حقی از او به گردن دارد، مطالبه کند، هیچ کس پاسخی نداد تا سه بار پیامبر(ص) تکرار کرد تا اینکه غلامی بنام "عکاشه" برخاست و حقی را از ایشان مطالبه کرد، به قصد انتقام از پیامبر(ص)، شلاقی آماده کردند، ولی همین که خواست قصاص کند بر بدن حضرت افتاد و شروع به گریه کرد و ایشان را عفو نمود و پیامبر(ص) فرمود او رفیق من در بهشت خواهد بود، سپس به امام علی(ع) دستور داد، آن پولها را که نزد یکی از زنان بود، بگیرد و میان فقرا تقسیم کند.
منبع: ایکنا
2026-08-12
T
T